ارزش انتظار
بشر در زندگى اجتماعى و فردى ، مرهون نعمت انتظار است ؛ و اگر از انتظار بيرون بيايد و اميدى به آينده نداشته باشد ، زندگى برايش مفهومى نخواهد داشت و بىهدف و بىمقصد مىشود .
حركت و انتظار در كنار هم مىباشند و از هم جدا نمىشوند ؛ انتظار علّت حركت و تحرك بخش است . آنچه مورد انتظار است ، هرچه مقدّستر و عالىتر باشد ، انتظارش نيز ارزندهتر و مقدّستر خواهد بود و ارزش مردم را بايد از انتظارى كه دارند ، شناخت :
يكى انتظارش اين است كه پايان سال شود و رتبهاى بگيرد و حقوق و جيرهاش زياد شود .
يكى ديگر انتظارش اين است كه پايان سال تحصيلى برسد ، گواهى نامه و مدركى بگيرد و به وسيله آن ، كار و شغل مناسبى تهيه نمايد .
يكى منتظر است وضعش رو به راه شود تا خانواده تشكيل دهد و همسرى اختيار كند و از تجرد و تنهايى خود را خلاص سازد .
ديگرى منتظر است درآمدش بيشتر شود ، خانهء شخصى ، ماشين سوارى و . . .
خريدارى كند ؛ يا اگر همت و نظرش بلند باشد ، بيمارستان يا مسجد يا مدرسه يا