تعليقه 3
هنگامى كه اميرالمؤمنين عليه السلام به سوى شام مىرفتند ، دهقانان انبار آن حضرت را ديدند ، از مركبهاى خود پياده شدند و پيشاپيش آن حضرت شتابان شدند .
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : اين چه كارى است كه مىكنيد ؟ گفتند : اين خوى و عادتى ( برنامهاى ) است از ما كه فرماندهان خود را به آن تعظيم مىكنيم . امام فرمود : به خدا سوگند ! فرماندهان شما از اين برنامه منفعت نمىبرند و شما در دنيا بر خود زحمت مىنهيد و در آخرت به آن شقاوت مىيابيد و چه زيان دارد مشقت و زحمتى كه بعد از آن عقاب باشد و چه سودبخش است راحتى و گشايشى كه با آن امان از آتش باشد .
يعنى انجام اين تكلّفات و برنامههاى تملّق آميز ، هم زحمت و تكلّف است و هم موجب عقاب خدا است ؛ چون همانطور كه فرماندهان نبايد از مردم تملّق و توقّع انجام اين برنامه را داشته باشند و اگر اراده علوّ و برترى داشته باشند و مقام خود را وسيله تحميل خود بر مردم قرار دهند ، از ثواب خدا محروم و مستحق آتش خواهند شد ، افراد هم نبايد با عمليات تملقآميز و برنامههاى غرورانگيز ، باد در بينى آنها انداخته و آنها را به ترفّع و استضعاف ديگران تشويق و راه تكبر را براى آنها هموار كنند و از آن سو در ترك اين تكلّفات و برنامهها ، راحتى و آزادى و برابرى است و موجب امن از آتش هم مىباشد .