وَوَقَفُوا وَلا جَرى مَعَهُمْ فِي مِضْمارِ الْفَضْلِ قَوْمٌ إِلّا عَجَزُوا وَتَخَلَّفُوا ، وَكَمْ عايَنُوا فِي الْجِلادِ وَالْجِدالِ أُمُوراً فَتُلْقُوها بِالصَّبْرِ الْجَمِيلِ وَمَا اسْتَكانُوا وَما ضَعُفُوا ، تَقِرُّ الشَّقائِقُ إِذا هَدَرَتْ شَقآئِقُهُمْ وَتَصْغَى الْأَسْماعَ إِذا قالَ قائِلُهُمْ وَنَطَقَ ناطِقُهُمْ سَجايا خَصَّهُمْ بِها خالِقُهُمْ » .
مضمون گفتار اين است : اهل بيت همه فضايل را از علم و حلم و جود و ذكاوت و شجاعت و فصاحت و صباحت و بديههگويى دارا شدند ، علوم ايشان درسى و تحصيلى نيست ، و امروزشان بر علوم ديروزشان نمىافزايد ؛ بلكه اين علوم موهبتهايى از خدايشان است هركس انكار علوم آنها را بنمايد ، مانند كسى است كه بخواهد آفتاب را بپوشاند ، هرگز كسى كه در مقام استفاده علمى بود از آنها پرسشى نكرد كه آنان در جواب بمانند و عاجز شوند ، هيچ قوم و گروهى با ايشان در ميدان مسابقه فضل شركت نكرد مگر آنكه ناتوان شد و عقب ماند ، و چه بسيار چابكىها و گستاخىها و حملات و جدالهايى كه ديدند و با صبر جميل با آن برخورد نمودند و بيچاره و ضعيف نگشتند ، هر زمان كه خروش و غرّش آنها برآيد ، همه خروشها و غرّشها آرام گيرد و وقتى گوينده ناطقشان زبان به درّفشانى باز كند و سخنرانى نمايد ، همه گوشها به اصغا درآيند و همگان به آن گوش فرا دهند سجايا و خصوصيتهايى است كه خدا ايشان را به آنها مخصوص گردانيده است .
پيش رويت ديگران صورت بر ديوارند * نه چنان صورت و سنّى كه تو دارى دارند
تا گل روى تو ديدم همه گلها خارند * تا تو را يار گرفتم همه يار اغيارند
وَآخِرُ دَعْوانا أَنِ الْحَمْدُ للَّهِ رَبّ الْعالَمِينَ