« هركه در روى زمين است دست خودش فنا و نابودى است » .
و آيات زيادى كه راجع به امر رزق و خلق ، كشف ضرّ ، وجوب توكّل به خدا و غير اينها وجود دارد .
روايات بسيارى مثل حديث معروف :
« لا جَبْرَ ولا تَفْوِيضَ ؛ لكِنْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ » ؛ « 1 »
« نه جبر است و نه تفويض ؛ بلكه امرى است ميان اين دو » .
و حديثى از حضرت رضا عليه السلام :
« مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يَفْعَلُ أَفْعالَنا ، ثُمَّ يُعَذّبُنا عَلَيْها ، فَقَدْ قالَ بِالْجَبْرِ .
وَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ فَوَّضَ أَمْرَ الْخَلْقِ وَالرّزْقِ إِلى حُجَجِهِ عليهم السلام ، فَقَدْ قالَ بِالتَّفْوِيضِ . وَالْقآئِلُ بِالْجَبْرِ كافِرٌ ، وَالْقآئِلُ بِالتَّفْوِيضِ مُشْرِكٌ » . « 2 »
3 - قدرت غير مستقل و باذن اللَّه
قادر بودن عبد ، به طور ارتباط و غير مستقل و بإذن اللَّه ، بر اماته و احيا و شفاى بيماران و خلق و رزق ، نه به عنوان ادارهء امور و خلق خلايق و ترتيب دادن نظام كلّى ارزاق و برقرار داشتن سازمان كاينات ؛ بلكه طبق حِكم و مصالح عارضى و ثانوى ، كه در داخل اين سازمان مناسب مىشود ، شرك نيست . « 3 » با اين حال ، اطلاق بعضى از اسما - كه اختصاص آن به خدا ثابت نيست - به
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 224 .
( 2 ) . بحارالانوار ، طبع جديد ، ج 25 ، ص 328 ، رقم 3 .
( 3 ) . اعطاى اين قدرت به عبد ، به دو نحو متصوّر است :
يكى اينكه : به شخص ، تسلط و قوه و نيرويى بخشيده شود كه بتواند به اذن خدا كارهايى انجام دهد .
ديگر اينكه : اشيا مطيع و فرمانبر او گردند و به قدرت و اذن خدا به نحوى گردند كه عبد در آنها تصرّف نمايد ؛ مانند نرم شدن آهن براى حضرت داود عليه السلام .