ماهيات باشند يا حقايق وجوديه . و فرض وجودى غير از خدا كه به نحو استقلال و استبداد ، منشأ جعل و خلق و مبدأ وجود باشد ، مستلزم خُلف و خروج آن از امكان به وجوب ، و از ارتباط به استبداد و از تعلق به استقلال است و اين ، علاوه بر اينكه محال است ، عين شرك است .
و خلاصه ، مستقل و فاعل بالاستقلال شناختن غير خدا - حتى در افعال شخصى - شرك است ؛ زيرا فاعل بالاستقلال و وجود مستقل مطلق ، منحصر به خدا است و فرض استقلال براى غير خدا ، اگرچه در حيثيتى از حيثيّات باشد ، فرض محال و شرك است ، هرچند آن استقلال به جعل الهى باشد ، خواه به جعل تأليفى و تركيبى باشد و خواه به جعل بسيط .
بديهى است كه امور مستحيله متعلق هيچگونه جعل واقع نخواهد شد .
و امّا از نظر شرع :
پس كافى است در ردّ آن ، آيه شريفه :
« وَقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ » ؛ « 1 »
« يهود گفتند : دست خدا بسته است ، به واسطه اين گفتار دروغ ، دست آنان بسته شده و به لعن خدا گرفتار گرديدند ؛ بلكه دو دست خدا گشاده است » .
و نيز آيه كريمه :
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 64 .
( 2 ) . سوره الرحمن ، آيه 29 .