شخص حقيقى يا حقوقى خريده باشند مىتوانند مبلغى را كه پرداختهاند استرداد نمايند و اگر وضع زمين به صورت ديگر است توضيح دهيد تا جواب مقتضى داده شود .
س 1959
- آيا احياء اراضى موات مطلقاً موجب تملك مىشود يا نياز به اجازه ولىّ فقيه دارد ( البته بعد از تشكيل حكومت اسلامى ) .
ج
- احياء زمين موات با شرائطى كه در جاى خود ذكر شده موجب تملّك احياءكننده است .
س 1960
- شخصى در سال 1310 شمسى يك قطعه زمين از اراضى موات را احياء مىنمايد در سال 1320 شمسى پس از انجام مراحل و تشريفات ثبتى و قانونى در زمين احياء شده مبادرت به احداث بناء نموده و در سال 1338 شمسى زمين و اعيانى مستحدثه را به فرزند خود انتقال ميدهد اگر چه بر طبق فتاواى جمهور علماء شيعه ( من أحيا أرضاً ميتةً فهي له ) زمين شرعاً محكوم به مالكيت مُحيى بوده مع ذلك با توجه باينكه دولت وقت ( رژيم سابق ) ادعا مىنمايد كه زمين احياء شده جزء اراضى خالصه دولت مىباشد ( در حالتى كه كمترين بيّنه و حجت شرعيه بر خالصه بودن زمين وجود نداشت ) دوباره من غير وجه شرعى بهاء زمين را ( به قيمت عادله روز ) از منتقل اليه اخذ مىنمايد آيا از نظر معظم له مالكيت و تصرف شخصى منتقل اليه نسبت به قطعه زمين شرعاً ثابت است يا خير ؟
ج
- بطور كلى هر زمين موات را كه حريم محيات نباشد هر كس احيا كند مالك آن مىشود و اگر براى زراعت و كارهاى كسبى و شغلى احيا كرده باشد خمس آن را بايد بدهد و اگر براى خانه مسكونى مورد حاجت احياء كرده خمس هم ندارد .
س 1961
- شخصى زمينى را مىخرد ، بعداً معلوم مىشود به دليل موات بودن سازمان زمين آن را به نام خود نموده و به فروشنده و يا خريدار زمين مىگويد