تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الاحكام (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
كند . و اللَّه العالم

س 1944

- اگر شخصى منزل را بنام همسرش در محضر اسناد ثبت كند ولى نه صيغه هبه بخواند و نه اقباض شرعى كند به اين معنى كه اين منزل را نه تخليه كرده ، نه در اختيارش قرار داده ، بلكه خودش با فرزندانش و همسر مذكور در آن منزل زندگانى مىكند تا اينكه آن زن وفات مىكند آيا اين منزل ملك آن زن محسوب مىشود ، يا مال شوهر است كه پولش را ادا كرده است ؟

ج

- بطور كلى در هبه صيغه خواندن لازم نيست بلكه اگر مالك ملكى را به قصد تمليك مجانى در اختيار كسى قرار دهد يعنى بقبض او بدهد ملكيت حاصل مىشود بلى چنانچه در هبه قبض محقّق نشده باشد ملكيت حاصل نمىشود و در مورد سؤال تحقيق قبض محل اشكال است بلى اگر معلوم شود كه تصرف شخص مذكور باذن همسرش بوده در تحقق قبض كافى است .

س 1945

- مقدار يك هزار و دويست كيلو نسق زراعتى داشته قبل انقلاب به فرد يا افراد بخشيده‌ام صيغه در بين هم جارى نشده حتى از طرف دولت حق واگذارى را نداشته‌ام حال مغبون مىباشم آيا مىتوانيم در اين مدت چند سالى كه از آن بهربردارى كرده‌اند نسق خود را پس بگيرم ؟

ج

- بطور كلّى اگر متّهب ذى رحم نباشد و هبه معوضه نبوده است و يا اگر معوضه بوده تصرف در عوض نكرده باشيد حق رجوع داريد .

س 1946

- آيا پدر مىتواند ، زمينى را كه سى سال پيش به دخترش بخشيده و او در آن زمين زراعت كرده است بازپس گيرد ؟

ج

- بخشش و هبه به ذى رحم با حصول قبض لازم است و قابل برگشت نيست . و اللَّه العالم .

س 1947

- زيد فرزندى نداشت لذا چندين سند تنظيم نموده و در آن سندها قسمتى از اموال خود را به يكى از ارحامش و پاره ديگر را به يكى ديگر داده و آن سندها را به عنوان اقرارنامه به ثبت رسانيده است ( چون زمينهاى ما ثبتى نيست )