س 1941
- شخصى مىخواهد پسرش را زن بدهد آيا مىتواند بدون اجازهء ساير فرزندانش هرچه بخواهد از اموال و دارائيش را به آن پسر ببخشد ؟
ج
- پدر مىتواند هرچه مىخواهد از اموالش را به يكى از فرزندانش ببخشد و اجازهء ساير فرزندان لازم نيست . بلى رعايت انصاف لازم است تا اينكه موجب اختلاف و مشاجره بين آنها نشود .
س 1942
- پدر اين جانب حدود چهار سال پيش فوت نموده است از ايشان همسر فرزندان و مادر ايشان در قيد حياتند كه نتيجتاً 16 از ما يملك به مادر متوفى ميرسد مادر متوفى چند روز بعد از فوت پدرم كه در آن زمان گاهى حواسش جمع و گاهى حواسپرتى داشت در حال جمع بودن حواس سهم خودرا صريحاً به بقيّه وارث بخشيده است ولى اكنون هيچگونه هوش و حواسى ندارد و با توجه به اينكه مادر متوفّى يك پسر و سه دختر ديگر دارد كه همگى در قيد حياتند آيا اين بخشش صحيح است يا خير و از نظر شرعى تكليف ما چيست ؟
لازم به تذكر است كه مورد بخشش تمام در تصرف اين جانبان ( ساير ورثه ) بوده و هست .
ج
- در مورد سؤال چنانچه آن مادر درحالىكه مشاعرش سالم بوده سهم الارث خودرا به كسى بخشيده و به قبض متهب داده يعنى در اختيار متهب قرار داده يا در اختيار او بوده مال موهوب ملك متّهب شده و ديگران حقى در آن ندارند و اگر مشاعر واهبه حين هبه سالم نبوده مال موهوب به ملكيّت او باقى است . و اللَّه العالم
س 1943
- زيدى ملك مشاعى به عمر هبهء غير معوضه نموده آيا زيد مىتواند ملك هبه شده را از وارث عمر و مطالبه نمايد ( در حالى كه ملك موجود است و در آن هيچ گونه تغييرى داده نشده ) ؟ آيا انجام امور واجبه و مستحبه در آن ملك اشكال شرعى ندارد ؟
ج
- در صورتى كه عين موهوبه به قبض موهوب له داده شده باشد بعد از موت موهوب له ، هبه لازم مىشود هر چند هبه غير معوّضه باشد و عين موهوبه هم موجود باشد بنابراين واهب حق ندارد عين موهوبه را از ورثهء موهوب له مطالبه