تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الاحكام (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
ب - و آيا جايز است كه انسان وصيت كند كه پس از تمام شدن عمرى يعنى پس از وفات كسى كه برايش عمرى شده ملك عمرى شده به شخص معينى داده شود . البته در صورتى كه بيشتر از ثلث نباشد يا نه .

ج

- الف : جايز است سكنى به اين صورت باشد كه شوهر سكناى خانهء خود را تا موقعى كه زوجه‌اش شوهر نكرده براى او قرار دهد و اگر به اين صورت ، قرار داد ، زوجه بعد از ازدواج حق سكونت ندارد و اگر ازدواج نكرد و لو تا آخر عمر ، حق دارد و عمرى قرار دادن به صورت شرط ، به نحو مذكور در سؤال هم مانع ندارد . و اللّه العالم . ج - ب : در عمرى ملك عمرى شده به ملكيت ، مالك آن باقى است بنابراين ، وصيت به اين كه بعد از اتمام شدن عمرى ، ملك ، به شخص معينى داده شود و حسب الفرض ، زائد بر ثلث هم نباشد اشكال ندارد . و اللَّه العالم

س 1802

- اگر ورثه در اثر تقليد از مراجع مختلف اختلاف نظر داشته باشند ، به چه نحوى بايد عمل نمايند ؟

ج

- در صورت مفروضه چنانچه ورثه با يكديگر در نحوهء عمل توافق كنند احوط است و الّا رفع امر به حاكم شرع جامع الشرائط مىشود و او طبق نظر خود حكم مىكند . و اللَّه العالم

س 1803

- از اين به بعد ورثه نسبت به استفاده از تركه تقسيم ناشده همچون استفاده از ميوهء درختان چگونه بايد عمل كنند ؟ آيا حكم رفتن به خانهء برادر و خواهر و دوست را دارد ؟ يا بايد هر كس به اندازه سهم آينده‌اش استفاده نمايد ؟ ( و لو مقدار اندك يك كيلو ميوه )

ج

- اگر استفاده از آنها با تراضى نسبت به يكديگر باشد اشكال ندارد و الّا حكم بقيّه اموال متوفّى را دارد كه هر يك از ورثه در آن حسب السهم شريكند . و اللَّه العالم

س 1803

- اگر شخصى در زنده بودن خود با عقل و هوش سالم ملكى را در وصيت‌نامه‌اى كه نوشته است به نوهء خود ببخشد و در وصيّت‌نامه ذكر كند كه كسى از وراث حقى به او ندارند و وصيت‌نامه هم به مهر و امضاى شوراى روستا رسيده باشد و اين شخص هم ملك آن مرحوم را كه به او بخشيده احيا كرده باشد و تمام دستورات شخص فوت شده را كه در وصيت‌نامه ذكر شده است از قبيل نماز و روزه و رد مظالم و بدهىهاى ديگر و تكاليف آن مرحوم را انجام داده باشد آيا وراث مىتوانند اين ملك را به تصرف خود در بياورند ؟

ج

- بطور كلى اگر كسى در حال حيات ملكى را به نوهء خود و يا به هر كس ديگر ببخشد و ملك را در اختيار متهب قرار دهد يعنى به قبض او بدهد ورثه حقى
جامع الاحكام (فارسى) — صفحة 210 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني