را به سمتى كه منافع خودشان را تأمين نمايد منحرف سازند و خلاصه ، اين نگرانى بوده است كه در هنگام ابلاغ اين رسالت ، به طور مرموزى ، آشوب و فتنهاى بر پا كنند كه هم مانع از ابلاغ اين رسالت بشوند و هم به جان پيغمبر صلىالله عليه و آله و سلّم سوء قصد نمايند كه با اين وعده مدد و نصرت خداوند متعال ، پيغمبر صلّىالله عليه و آله و سلّم در غدير خم با آن تشريفات رسمى و علنى ، على عليهالسّلام را به ولايت منصوب فرمود و همگان حتى توطئهگرها و آنان كه قصد ممانعت از اين ابلاغ را داشتند ، با اميرالمؤمنين عليهالسّلام بيعت كردند كه بيش از اين در اينجا به شرح و بسط و تفصيل اين مسائل نمىپردازيم .
نتيجه تفسير
مقصود اين است كه با توجه و آگاهى مختصر از اوضاع آن عصر و دقّت در الفاظ و جملههاى اين آيه روشن مىشود تبليغى كه پيامبر صلّىالله عليه و آله و سلّم به آن مأمور بود ، تبليغ ولايت على عليهالسّلام بود كه پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم براى ابلاغ آن در غدير خم ، محلّى كه حاجيان از آنجا متفرق مىشدند و به شهر و ديار خود مىرفتند ، امر فرمود كه همه در آنجا توقف كنند و آنان كه جلوتر رفته بودند بر گردند و منتظر ماند تا آنان كه هنور نرسيده بودند به آنجا برسند .
سپس در آن مجمع بزرگ كه تا آن روز جز در هنگام حج در همين سفر چنان اجتماعى فراهم نشده بود ، به فرمان الهى ،