زنده بدار و مسكين بميران و مرا در قيامت در صف فقرا و مساكين محشور كن .
البتّه مسكين و محتاج تنها به معناى اين نيست كه انسان بىكار باشد و كارى نداشته باشد ، بلكه يك معناى آن اين است كه به دنبال رياستطلبى ، دنياطلبى و جاهطلبى نباشد . به همين دليل حضرت از خداوند چنين خواستهاى داشتند تا خويش را به اين فضائل آراسته كنند .
حضرت على عليهالسّلام يكى از فرماندهان و حاكمان كشور اسلامى خود را به واسطه شركت در يك مهمانى اشرافى و اعيانى كه عدّه زيادى از ثروتمندان در آن شركت داشتند و فقرا و مستمندان از آن سفره رنگارنگ محروم بودند شديداً مورد مؤاخذه قرار داده و او را توبيخ نمودند .
امام نامه شديد اللّحنى به او نوشتند كه با اين جملات آغاز مىشود :
« اى پسر حنيف ، به من خبر رسيده است كه يكى از مردان بصره تو را به سفرهاى دعوت كرده است و تو به آنجا شتافتهاى . خوردنىهاى نيكو برايت آوردهاند و پى در پى ظرفهاى غذا در برابرت گذاشتهاند . گمان نمىكردم مهمانى مردى را بپذيرى كه نيازمندان را به جفا رانده باشد و تنها ثروتمندان را دعوت كرده باشد . . . » « 1 »
بايد همه مسئولان اين نامه تاريخى را بخوانند كه چگونه آن حضرت فرماندار خاطى خود را توبيخ كردند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة صبحى صالح ، نامه 45 .