مرحوم آقاى والد در ملاقاتى كه براى خصوص اين موضوع با آقا داشتند ، موضوع را مطرح و جوانب ، اطراف و مفاسد سوء آن و لزوم يك واكنش علنى و رسمى را تذكر دادند .
جلسه ، بسيار پربار و نتيجهبخش شد . آقا اولًا از توهمى كه براى بعضى پيش آمده كه ايشان در مثل چنين امرى - كه در جامعه اسلامى زن عهدهدار اين گونه مسئوليتها باشد - سكوت كنند تعجب كرده و فرمودند :
« خود آقايان مىبايست آن را دفع و رد نمايند . »
و فرمودند :
« من اگر جانم را هم لازم باشد كه در راه ممانعت از اين اقدام بدهم مىدهم ولى از آن جلوگيرى مىنمايم . »
لذا بنا شد كه آقايان نامهاى به آقا بنويسند و موضوع را مطرح و كسب نظر بنمايند .
بنابراين نامهاى كه نظرم نيست انشاء بنده يا حضرت آقاى اخوى بود به امضاء حضرات آقاى گلپايگانى ، آقاى خمينى ، آقاى مرتضى حائرى و دو نفر ديگر كه ظاهراً يكى از آنها آقاى سيد محمد داماد بود خدمت آقا تقديم شد ، و ايشان هم صريحاً موضوع سلبى و منفى خود را اعلام نمودند ؛ و نامه و جواب به خط بنده و حضرت آقاى اخوى نوشته شد .
به هر حال ، اين نامه فوراً مثل توپ و بيشتر صدا كرد ، و
فخر دوران (نكوداشت استاد اعظم و زعيم بزرگ جهان اسلام، مرحوم آيت الله العظمى بروجردى 'قده'" ) (فارسى) " — صفحة 64
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٦٤