گذشته ، و كسب علوم ، فنون و صنايعى كه دستيابى به آنها ، ديگران را بر مسلمانان مسلط و چيره مىنمود ، تشويق و ترغيب مىكرد .
مكرر در مورد ايران به مسئولان امور و سايرين مىفرمود كه چرا پس از جنگ جهانى دوم كه آلمان شكست خورد و به آن روزهاى فقر و فلاكت و درد و رنج گرفتار شد با تلاش و كوشش و تحمل مصائب بزرگ ، دوباره پاى در جاده ترقى گذارده و مىرود تا آن خسارتهايى كه به ظاهر جبرانناپذير بود تدارك و جبران نمايد ، و صنعت و علم و استقلال خود را احيا كند و همان موقعيت خود را كه داشت به دست بياورد ، اما شما كه كشورتان پل پيروزى نامگذارى شده ، همچنان وابسته مانده و اگر عقب نرفته باشيد در اين اوضاع و بحران كه مىتوانستيد كسب حيثيت و قدرتى بنماييد يك قدم به جلو برنداشتيد با اينكه تمام امكانات مالى و مادى كلان را در اختيار داشتيد . غرامتهايى كه به عهده آلمان آمد به عهده شما نيامد . ( البته چنانكه مكرر عرض كردم آنچه مىنويسم عين الفاظ ايشان نيست بلكه مضمون بيانات ايشان است )
ايشان غصه مىخورد كه دولتمردان ما به فكر چيزى كه
فخر دوران (نكوداشت استاد اعظم و زعيم بزرگ جهان اسلام، مرحوم آيت الله العظمى بروجردى 'قده'" ) (فارسى) " — صفحة 59
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٥٩