نبودند - وادار كردند كه به آقا نامهاى بنويسند و توقيف كتاب را به جهت پنج نقطه - به قول آنها - منفى و مخالف از ايشان بخواهند كه دستور بدهند كتاب توقيف شود .
آقا نامه را به حقير دادند . من در جواب نوشتم كه حقير ، مواردى را كه لازم به نقد و توضيح است بيشتر از اينها يادداشت كرده و تقديم نموده بودم ، و چنين اظهار كردم كتابهايى كه مسيحىهاى به اصطلاح اسلامشناس يا خاورشناسان پيرامون اسلام و شرق مىنويسند دو دستهاند : يك نوع از اين كتابها به قصد اشتباهكارى ، تحريف تاريخ و مقاصد و اغراض سوء تبشير و استعمار است كه اين كتابها به هيچ وجه اعتبار ندارند و بايد از طرف اهل نظر اعلام و معرفى شوند ؛ و قسم ديگر ، كتابهايى است كه به اين معنى غرضآلود نيست ؛ يا صرفاً به عنوان تحقيق و بررسى نوشته شده يا براى معرفى اسلام و شرق و تا حدى دفاع از اسلام و قرآن مجيد و رجال اسلام نوشته شده است . اين كتابها از نظر اقارير و اعترافاتى كه در آنها هست بسيار مهم است ، و معرف عظمت اسلام و تمدن اسلام است .
مع ذلك اين كتابها هم چون نويسنده آنها غير مسلمان بوده و با برداشتهاى ظاهرى خودشان و بسا عدم احاطه به
فخر دوران (نكوداشت استاد اعظم و زعيم بزرگ جهان اسلام، مرحوم آيت الله العظمى بروجردى 'قده'" ) (فارسى) " — صفحة 43
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٤٣