معمولًا اگر مجلس خلوت بود آقا از رويدادهايى كه در مدت غيبت ما واقع شده بود ما را مطلع مىفرمودند .
در آن روز بسيار اظهار تأثر و نگرانى مىنمودند .
وقتى از علّت نگرانى و ناراحتى پرسيديم ، فرمودند كه از اين پولها ( يعنى مسئوليت اين پولها ) كه مىدهم .
ما گمان كرديم پولهايى را مىفرمايند كه خارج از شهر به مناسبتهايى مىپردازند . عرض شد كه اين امور از لوازم مرجعيت است و در محل خود ، به مورد است .
فرمودند :
« نه ، اين شهريه را كه مىدهم . »
عرض كرديم :
« اگر بنا باشد كه به افراد مستحق برسد آنها در همين افرادى هستند كه شهريه دريافت مىنمايند ؛ و خلاصه ، محل پرداختش شهريه است . »
كتابى را كه در آن ايام از يكى از معاريف منتشر شده بود و در كنارشان بود برداشتند و فرمودند :
« اگر من شهريه بدهم و اين حوزه اقامه شود و مثل اين كتاب در آن تأليف شود من جواب خدا يا جواب آقا حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه را چه بدهم .
فخر دوران (نكوداشت استاد اعظم و زعيم بزرگ جهان اسلام، مرحوم آيت الله العظمى بروجردى 'قده'" ) (فارسى) " — صفحة 27
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٧