خورش ايشان هم بسيار ساده بود ، حتى گفته مىشد گاهى غذاى ايشان نان و كالجوش - كشك جوشانده شده - بود .
لباسشان نيز از پول حلال تهيه مىشد ، و به طور كلى از سهم مبارك امام عليه السلام براى مصارف شخصى استفاده نمىنمودند ، و حتى گاهى كه بعضى از آقايان اهل علم به مناسبتى ، مثل بازگشت از مشهد مقدس يا نجف اشرف عبايى مىآوردند قبول مىكردند ، ولى دستور مىداد كه آنها را به ديگران بدهند ، چون اين احتمال بود كه اين تحفهها از سهم مبارك امام عليه السلام خريدارى شده باشد .
حقير يك روز ديدم كه در مجلس درس در مدرسه فيضيه شركت كرده بودند در حالى كه عبايشان كاملًا پاره بود و وصلهكردن هم ممكن نبود .
خلاصه در معاش به تمتع معمول بودند ، و در لباس و غذا هم متمتع نبودند و مصداقى از مصاديق زهد اسلام بودند .
نگرانى از مسئوليت خطير مرجعيت و تقسيم بيت المال
آقا از مسئوليت خطيرى كه به عنوان مرجعيت و زعامت روحانيت بر عهده داشتند سخت نگران حال خود بودند .
از هر جهت مىترسيدند و مواظب و مراقب اطراف و جوانب بودند . سالى پس از تعطيلات تابستان از گلپايگان مراجعت نموده و به اتفاق حضرت آقاى اخوى خدمت آقا رسيديم .