« پس از سرفرازيها با خفّت از آن جايگاههاى استوار ، به زير كشيده شدند و در گورهايى - چه بد منزل و مسكنى است ! - جاى داده شدند » .
« بعد از خاكسپارى ، منادى بانگ زد : آن تاجها ، زيورها ، پوششها و تجمّل به كجا رفت ؟ ! » .
« آن چهرههاى ناز پرورده كه همواره در پسپرده و حجاب پنهان شده بودند ، چه شدند ؟ ! » .
« عاقبت ، گورها سرنوشت شوم آنان را نشان دادند و چهرههاى كرم زدهء آنان را به نمايش گذاشتند ! » .
« مدت درازى خوردند و آشاميدند و اينك پس از خوردنها ، خورده شدند ! » .
خاقانى هم در همين معانى سروده است :
گفتى كه كجا رفتند آن تاجوران اينك * زيشان شكم خاك است آبستن جاويدان
17 - « فَلا الهَ غَيرُهُ » .
18 - « وَلا شيء يَعْدِلُهُ » .
19 - « وَليْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ » .
20 - « وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ اللَّطيفُ الْخَبير » .
21 - « وَهُوَ على كُلِّ شَىء قديرٌ » .
اين فرازها و جملههاى بلند توحيدى همانند نتيجه و حاصل