اين الوجوه التى كانت منعمة * من دونها تضرب الاستار والكلل
فافصح القبر عنهم فيه سائله * تلك الوجوه عليها الدود يقتيل
قد طال ما اكلوا دهراً وماشربوا * فاصبحوا بعد طول الاكل قد اكلوا « 1 »
يعنى :
« بر قلّههاى بلند ، خانه كردند و مردانى به نگهبانى آنان مشغول شدند ليكن قلّهها آنان را سودى نبخشيد » .
هامش
( 1 ) - تذكرة الخواص / سبط بن الجوزى ، فصل فى ذكر الهادى - عليه السلام - ، ص 361 . البته اين اشعار در كتابهاى مختلفى با اندك اختلاف نقل شده است رك : مرآة الجنان ، ج 2 ، ص 160 ، نزهة الجليس ، ج 2 ، ص 138 . الاتحاف بحب الاشراف ، ص 67 . جوهرة الكلام ، ص 152 . در كتاب اخير مىگويد : اشعار فوق بر قصر سيفبن ذىيزن حميرى مكتوب بوده است و قبل از اشعار فوق ، اين ابيات نيز بوده است :انظر ماترى ايها الرجل * وكن على حذر من قبل تنتقل
وقدم الزاد من خير تسرّبه * فكل ساكن دارسوف يرتحل
وانظر الى معشرباتوا على دغة * فاصبحوا في الثرى رهناً بما عملوا
بنوافلم ينفع البنيان وادخروا * مالًا فلم يغنهم لما انقضى الاجليعنى : « اى مرد ! نيك بنگر كه چه مىبينى و قبل از رفتن به هوش باش » .
« و توشهاى از اعمال نيك كه خشنودت سازد ، پيش فرست . و بدانكه هر ساكن خانهاى به زودى خانه را ترك كرده خواهد رفت » .
« به گروهى بنگر كه مدتها در آرامش و خوشى زيستند و اينك در زير خاك در بند اعمال خود هستند » .
« خانههايى بنا كردند و اموالى گردآوردند ليكن همين كه مدت آنان بسرآمد هيچيك ، آنان را سودى نبخشيد » .