نسبت داده شده است .
جمع بين اين آيات به روشنى ظاهر است ؛ در آيهء اوّلى كه گرفتن جانها به خدا نسبت داده شده است به اين جهت است كه :
ملائكهاى كه مأمور به قبض ارواح هستند ، امر خدا را اجرا كرده و حامل فرمان او هستند . و شاهد آن هم اين آيهء شريفه است :
« تَوَفتْهُ رُسُلُنا وَهُمْ لايُفَرِّطُون » « 1 » .
كه اگر امر خدا نباشد و خدا ملائكه را بر قبض ارواح و اعمال ديگر قدرت نمىداد آنها عاجز از انجام آن بودند .
و به طور كلى در مورد آن قسم از صفات حقيقيّهء غير ذاتيّه - كه فعليه هستند و اتصاف ذات به آنها به مناط صدور فعلى از افعال است - مىگوييم : اين افعال يا اسباب ظاهرى كه مورد تصرف اختيارى بشر باشد دارند يا اين كه ندارند ؛ اگر اسباب ظاهرى براى آنها نباشد ، خدا در فعل آنها به هر دو معنى متفرد است ؛ هم در فعل آنها كسى ياور و كمك كار و شريك او نيست و خود مستقل به فعل است ، و هم اين گونه امور را به غير ، به نحوى كه فارغ از امر و تدبير باشد واگذار نفرموده است و مداخلات و افعالى كه از ديگران مثل ملائكه ، انبيا و اوليا انجام مىشود اگرچه به اختيار از آنها صادر مىشود ولى در محدودهء تقدير و تدبير الهى و مأموريتها و انجام
هامش
( 1 ) - سورهء انعام ، آيهء 61 .