مىتواند چنان كه شايسته است در محضر خدا زبان به سخن باز نمايد .
سوم اينكه : دعا ، مجرد خواندن خدا و با خدا سخن گفتن است و شرط آن دانستن حاجت يا بيان حاجت نيست . فوائد و بركات مهمى كه بر آن مرتب مىشود ، بر همان سخن گفتن با خدا و خدا را به اسماءالحسنى خواندن و نعمتهايش را برشمردن و ستايش او و نيايش ، تضرّع و تذلل نمودن نيز مرتب مىشود . چنان كه در دعا نيز شرط نيست كه براى مقاصد اخروى باشد بلكه براى مقاصد مشروعهء دنيوى نيز باشد باز دعاست . و مستحب است كه همه چيز را و حتى - بر حسب بعض روايات - نمك طعام را از خدا بخواهد .
چهارم اينكه : براى كمال دعا ، شرايط و آدابى است كه در كتابهاى دعا ذكر كردهاند . چنان كه براى استجابت دعا نيز موانعى است كه بايد بر طرف شود كه از آن جمله : حرام بودن لقمه و غذا ، ترك صله رحم و امور ديگر است . چنان كه دردعاست :
« اللهمَّ اغْفِر لَنا الذُّنوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاء »
خدايا ! ببخش بر ما گناهانى را كه حبس مىكند دعا را » .
كه از آن معلوم مىشود اقتضاى دعا براى اجابت از بين نمىرود ولى تأثير آن حبس مىشود تا وقتى كه گناهى را كه مانع استجابت بوده است با توبه و اداى حقوق ذوىالحقوق و قضاى آنچه بايد انجام شود ، تدارك نمايد .
نيايش در عرفات (فارسى) — صفحة 22
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٢