دانستهاند و مىگويند مسألهاى كه در بين بتپرستهاى جاهليت شايع بوده ، عبادت غير خدا بوده است و آنان مشرك در عبادت بودهاند امّا در ذات خداوندِ خالق قادر و در خالقيت و ساير صفات مختصه به « اللَّه » بتها را شريك خدا نمىدانستند .
بنابراين « لا الهَ الا اللَّه » براى اعلام نفى معبود غير از خداست ؛ يعنى : « لا معبود الا اللَّه » .
و مىگويند : دليل بر اينكه شرك در خالقيت و در ذات نداشتهاند اين است كه در قرآن مىفرمايد :
« ولَئِن سَئَلْتَهُم من خَلَقَ السَّماواتِ والارضَ لَيَقُولُنَّ اللَّه » « 1 » .
اگر سؤال كنى از ايشان كه چه كسى آسمانها و زمين را خلق كرده است ، هرآينه مىگويند : « خدا » .
مثل اين معنى را وّهابيها بهانهء خود كرده و با آن ، مثل خطاب به انبيا ، پيغمبران ، اوليا و استشفاعِ به آنها و بنا بر قبور را شرك دانسته ! و به اين دستاويز ، بسيارى از آثار مهم تاريخى اسلام را - كه شاهد زنده بر صحت تاريخ اسلام بود ويران كرده و تاريخى را كه معتبرترين پشتوانهها يعنى شواهد ، دلايل و امارات خارجى را بر صحت خود داشت - در بيشتر از موارد بىپشتوانه كردند .
هامش
( 1 ) - سورهء لقمان ، آيه 25 .