تسبيح مىگويم ولى عافيت تو كه از غضب ديگران هم مصونم بدارى ، وسعتش بيشتر است » .
و سپس عرض مىكند :
« فَاسْئلُكَ يا رَبِّ بِنُورِ وَجهكَ الَّذى اشْرَقَتْ لَهُ الارضُ وَالسَّمواتُ وَكُشِفَتْ ( وَانْكُشفت خ ل ) بِهِ الظُّلُماتُ وصَلُحَ بِهِ امْرُ الاوَّلينَ وَالاخِرينَ انْ تُميتَنى عَلى غَضَبِكَ وَلا تُنزِلْ بى سَخَطَكَ لَكَ الْعُتْبى لَكَ العُتبى حَتّى تَرضى قَبلَ ذلِكَ » .
از خدا مىخواهد و سؤال مىكند به نور وجه او كه شايد چنان كه در تفسير : « وَيَبقى وَجهُ رَبِّكَ » گفته شده است ، مراد از وجه ، ذات ذىالجلال باشد . و محتمل است به ظهور علم و قدرت ذات باريتعالى كه از براى آن زمين و آسمانها منور و روشن گرديده و تاريكيها به آن بر طرف و زدوده شده است ، اشاره باشد و هم به آن نور كه امر اولين و آخرين به آن اصلاح گرديده است كه محتمل است مراد از آن نور ، پيغمبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله وسلّم - باشد و محتمل است مراد ، كل عالم خلقت به اعتبار فعل الهى و آفرينش و خلقت باشد .
هريك از اين وجوه به ملاحظهاى خلاف ظاهر عبارت دعاست . كما اينكه احتمال اين كه مراد از « نور » فيض وجود هستى و مراد از « ظلمات » ، ظلمات عدم اشيا است نيز ، احتمالى است كه از دعا استظهار نمىشود .
نيايش در عرفات (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٦٥