سائل دادند !
بديهى است اين انفاق به قصد اينكه از او قدردانى شود و آيه در شأنش نازل شود ، خالى از خلوص بود اگر به جاى هفتاد ، هفتصد و هفتصد ميليون انگشتر به سائل مىداد هيچ آيهاى و كلمهاى و حتى حرفى نازل نمىشد .
بايد از على آموخت اخلاص عمل ، انفاق على براى خدا بود نه به قصد اينكه پيغمبر - صلّى اللَّه عليه و آله وسلّم - يا كس ديگر از او تقدير نمايد يا خدا در شأن او آيهاى نازل كند .
او با همهء عظمتى كه داشت خود و عمل خود را در درگاه خدا و در برابر نعمتهاى الهى سزاوار تقدير و تحسين نمىدانست . او از آن كسى اخلاص آموخته بود كه به درگاه خدا با آن همه عبادت و اطاعت كه خدا به او خطاب كرد :
« طه ما انزَلْنا عَلَيكَ الْقُرانَ لِتَشقى » « 1 » .
عرض مىكرد :
« ما عبدناك حق عبادتك » .
و خلوص نيت براى او از همين معرفت و چشم نداشتن به غير خدا و او را و فقط او را از او خواستن و تمنّا كردن و غير او را نخواستن و تمنّا نكردن حاصل شده بود . لذا يك ضربت او در روز
هامش
( 1 ) - « طه ( اى مشتاق حق وهادى خلق ) اى رسول ما قرآن را از آن براى تو نازل نكرديم كه خويشتن را به رنج افكنى » ( سورهء طه ، آيه 2 ) .