روزه بگيرند ، پس بگويند از براى كارى كه براى خدا يا پيغمبر - صلّى اللَّه عليه و آله وسلّم - آن را كرده باشند ( يا دستورى كه داده باشند ) چرا خدايا پيغمبر خلاف آن عمل نكرده يا دستور ندادهاند يا در دل خودشان چنين اعتراضى را بيابند ، به همين اعتراض ( و راضى نبودن به عمل و حكم خدا ) مشرك مىباشند . سپس اين آيه را تلاوت فرمود : « فلا وربك لايؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لايجدوا في انفسهم حرجاً ممّا قضيت ويسلموا تسليماً » پس بر شما باد به تسليم » « 1 » .
و اين شرك در مراتب مخفيه شامل مثل تواضع براى اغنيا و سرمايهداران براى سرمايهدارى و توانگرى آنها هم مىشود ، چون هم شرك و هم اخلاص در عمل ، مراتب و درجات متفاوت بسيارى دارد .
در حديث است كه :
« مَنْ اتى غنيّاً فتواضع لِغتاهُ ذَهَبَ ثُلثا دينه »
« هركس براى مالدار و ثروتمندى براى ثروتش تواضع كند نصف ايمان يا دو ثلث ايمانش از بين مىرود » .
مع ذلك به ملاحظه اينكه ريا را شرك خفى مىنامند محتمل
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، محمد عبده ، حكمت 228 ، ج 4 ، ص 50 .