« انَّهُ مِنّى وَانا مِنهُ » :
جبرئيل گفت :
« وَانَا مِنْكُما » .
در همين موقع اين اشعار و اعلام شنيده شد :
« لاسَيفْ الّا ذُوالفقار ولا فتى الّا عَلى » . « 1 »
در واقعهء جانسوز و جانكاه كربلا سرّ اين جهت يعنى مطابق بودن زبان با قلب چنان تجلّى كرد كه واقعاً عقول را متحير ساخته است . يقين شخص سيدالشهداء - عليه السلام - همان بود كه از مدينه تا مكه و از مكه تا كربلا و تا هنگام شهادت بر سر مبنا و عقيدهاى كه داشت ايستاد و با آن همه مصائب جانكاه كه هريك براى آنكه بزرگترين شجاعان و مردان مرد را از پا درآورد و تسليم خواستهء دشمن نمايد كافى بود ، تسليم نگشت و از قبول پيشنهاد آن مردم بىايمان ، امتناع ورزيد ، چون بدرستى ، حقانيّت و حقيقت راهى كه خود مىرفت و بطلان راه دشمنان ، يقين داشت .
يقينِ فرزندان ، برادران و برادرزادگان آن حضرت و ساير اهل بيت - عليهمالسلام - و اصحاب و انصار ، هر يك داستانى از يقين كامل است .
همه آنها مىتوانستند از آن مهلكه و از آن معركهء بلاخيز و
هامش
( 1 ) - همان مدرك ، ص 154 .