مَتى غِبتَ حَتّى تَحتاجَ إِلى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ ، وَ مَتى بَعُدتَ حَتّى تَكونَ الأثارُ هِيَ الَّتي توصِلُ إِلَيكَ ؟ عَمِيَت عَينٌ لا تَراكَ وَ لا تَزالُ عَلَيها رَقيباً ، وَ خَسِرَت صَفَقَةُ عَبدٍ لَم تَجعَل لَهُ مِن حُبِّكَ نَصيباً . « 1 »
كى پنهان بودى تا نيازمند باشى به دليل و راهنمايى كه بر تو دلالت كند ، و كى دور بودى تا نشانهها وسيلهء وصول و رسيدن به تو شوند ؟ كور باد چشمى كه تو را نمىبيند و حال آنكه تو پيوسته بر او نگاهبانى ، و زيان كند سوداى بندهاى كه به او از دوستى خود نصيبى ندادى .
و چه زيبا سروده است شاعر پارسىگو فروغى بسطامى :
غايب نهاى ز ديده كه پيدا كنم تو را * پنهان نگشتهاى كه هويدا كنم تو را
با صدهزار جلوه برون آمدى كه من * با صدهزار ديده تماشا كنم تو را
دوم اينكه مخاطب اميرالمؤمنين عليه السلام اشخاصى بودهاند معترف به خدا ، و سخن حضرت با كسانى بوده است كه در وجود خدا اظهار شك نمىكردند ولى نياز داشتهاند كه عقايد و معارف آنها در مورد خدا تصحيح و تكميل شود و صفات جلال و جمال و افعال او را بشناسند و به فروغ مباحث الهى به طور تفصيل رهبرى شوند تا معرفت جزو جانشان گردد و نور فطرت ، هرچه بيشتر تمام نواحى وجودشان را روشن سازد و آثار عملى معرفت ، در اعضا و جوارحشان پيدا شود . حتّى بيانات و تعبيراتى چون «
الدّالِّ عَلى وُجودِه بِخَلقِه ، وَ بِمُحدَثِ خَلقِه عَلى أَزَليَّتِه » « 2 »
و جملهء «
الدّالُّ
عَلى قِدَمِه بِحُدوثِ خَلقِه ، وَ بِحُدوثِ خَلقِه عَلى وُجودِه » « 3 »
بيان اوصاف فعليّهء
هامش
( 1 ) . مفاتيحالجنان ، دعاى امام حسين عليه السلام در روز عرفه .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 152 .
( 3 ) . همان ، خطبهء 227 .