و امّا اينكه مىگويى چرا در برابر تو نشستم براى اين است كه شنيدم على بن ابىطالب عليه السلام مىفرمود : «
اذا اردت ان تنظر الى رجل من اهل النّار فانظر الى رجل جالس و حوله قوم قيام
» ( وقتى خواستى به مردى از اهل آتش نگاه كنى نگاه كن به مردى كه نشسته است و پيرامون او گروهى ايستادهاند ) .
هشام گفت : مرا پندى ده .
گفت : در جهنّم مارهايى است به بزرگى تلال و عقربهايى به بزرگى استرها كه مىگزند هر امير و فرماندهى را كه در بين رعيّت به عدالت رفتار نكند .
سپس برخاست و بيرون رفت . « 1 »
هامش
( 1 ) . به نقل از مجلّهء حضارة الاسلام ، س 17 ، ش 7 ، ص 86 .