مرا بس است همين افتخار و عزّت و شأن
كه از ازل ز ولايش به گردنم رسن است
هزار سال سرايد مديحش ار « لطفى »
هنوز حرف نخستين و مطلع سخن است
شكوه عيد غدير اندر آستان رضا
نويد بخش نجات از شدايد و فتن است
به هركجا كه روم جشن و شادى است و سرور
به هر كه مىنگرم ماهصورت و حَسن است
براى خويش گزيده است هر كسى وطنى
مرا جوار ولى مرتضى على وطن است
هر آنكه رفت به زير لواى احمد و آل
رها ز غصّهء دنيا و فكر ما و من است
مشهد مقدس ، عيد سعيد غدير 1409 ه . ق
بزم حضور (دفتر شعر رضوى) (فارسى) — صفحة 8
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٨