تو را به باقر و صادق ، امام دين پرور
تو را به باب گراميت ملجأ عالم
به حق رهبر هشتم ، پناه خلق جهان
بزرگ حجت گيتى مدار ، نور اتَم
به نور ديدهء او حضرت جواد و نقى
به حق عسكرى و حق رهبر خاتم
امام مهدى موعود ، منجى گيتى
يگانه نخبهء اولاد حضرت آدم
همان كه پر كند از عدل و داد روى زمين
ز بعد آنكه شود پر زظلم و جور و ستم
به حال « لطفى صافى » نظر كنيد كه هست
ز هول روز قيامت اسير غصه و غم
به مسلمين گرفتار در حجاز و عراق
كه از جفاى عدو روزشان بود مُظلم
عنايتى بنماييد و قاهرانه كنيد
زكعبه و ز حرم ، قطع دست نامحرم
بزم حضور (دفتر شعر رضوى) (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٦٣