خاكسار دوست
باز آمدم به طوس به شهر و ديار دوست
شهر شهادت و حرم مشكبار دوست
شهرى كه هست قبلهء عشاق و عارفان
شهرى كه هست مشتهر از اشتهار دوست
شهر وفا و طور لقا مشهد رضا
دارد شرافت از شرف و اعتبار دوست
ز آن طوس گشته شهرهء آفاق كاندر آن
گرديده دفن ، پيكر پر افتخار دوست
مىسوختم ز آتش سوزان هجر او
شكر آن كه باز ، كرد نصيبم جوار دوست
آب حيات و عمر ابد كى برابر است ؟