عقاد ، در مود حوزه و حلقهء افاده و افاضهء حضرت امام حسين عليه السلام ضمن توصيف و تعظيم از وقار و مهابت آن حضرت ، از معاويه نقل مىكند كه : اين مهابت را از آن امام بزرگوار شناخته بود و براى مردمانى از قريش كه عازم مدينه بودند ، امام را چنين توصيف مىكرد :
اذا دخلت مسجد رسول اللّه فرأيت حلقة فيها قوم كأنّ على رؤوسهم الطير فتلك حلقة ابى عبداللّه « 1 »
وقتى وارد مسجد رسول خدا صلى الله عليه وآله شدى و حلقه ( حوزه ) اى را ديدى كه در آن همگان در نهايت سكوت و توجه به صاحب حلقه هستند آن حلقه ، حلقهء ابى عبداللّه عليه السلام است .
پس از اين دو بزرگوار نيز حوزهء شيعه در مدينه همچنان باقى بود و امام زين العابدين عليه السلام آن را رهبرى مىفرمود تا در عصر حضرت امام محمد باقر عليه السلام و بعد هم در عصر امام جعفر صادق عليه السلام داراى رونق و اهميت بسيار شد كه مىتوان گفت تمام شهر مدينه به يك مدرسه تبديل شده بود و در عصر حضرت صادق عليه السلام مسجد و حوزهء علمى مدينهء منوره يك دانشگاه كامل و تمام عيار بود كه در آن علاوه بر تمام علوم اسلامى ، رشتههاى مختلف علمى ديگر حتى شيمى ، تشريح ، علم وظايفالاعضاء ، گياهشناسى ، هيئت و غيره تدريس مىشد .
و حضرت صادق عليه السلام شاگردان برجسته و نامدارى تربيت كرد كه بعداً هر كدام ، خود از اساتيد مدرسهء اسلام شدند كه ابن عقده « 2 » چهار هزار نفر از آنها را نام برده « 3 » و از هر يك علم و حديثى روايت كرده است ؛ از جمله جابر بن حيان ، پدر علم شيمى - كه در
هامش
( 1 ) . ابوالشهداء الحسين بن على ( عليه السلام ) ، عقاد ، ص 58 . .
( 2 ) . نامبردهحافظ ابوالعباسبنعقده زيدىهمدانىكوفى ( م 333 ه - ) است .
( 3 ) . نك : تاريخ الكوفه براقى ، ص 408 ؛ وسائلالشيعه ، ج 20 ، ص 72 ؛ تاريخ الفقه الشيعى ، ص 35 ؛
الامام الصادق عليه السلام ، از اسد حيدر ، ج 1 ، ص 67 ؛ الارشاد ، 271 .