كه انسان سعيد و رستگار شود و شقاوت و محروم شدن از فيض خدا ، باطل و خلاف اصل است .
بايد انسان ، خود را در مسير كسب اين همه فيوضات ربّانيه قرار دهد و راههاى تابش آفتاب رحمت حق را بر روى خود نبندد و همواره از اينكه گناه ، او را به سياه چالى بيندازد ، كه بيرون آمدن از آن ناممكن شود ، بيمناك باشد و از سوء عاقبت و استدارج ، هميشه بر حذر باشد و آيه زير را كه نتيجه استمرار در معاصى و گناه را تكذيب و استهزاى به آيات خدا را اعلام مىكند ، فراموش ننمايد ؛
« ثُمَّ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ أَسؤُاْ السُّوأَي انْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِءوُنَ » « 1 » تا خود را به سوء اختيار خود ، در هلاكت حقيقى نيندازد ، نه به رحمت خدا و مغفرت او مغرور گردد و نه از آن مأيوس و نااميد شود .
و بطور خلاصه ، در بين تمامِ عواملِ بسيارِ نجات ، و اسباب هلاكت و دمار ، بايد بين خوف و رجا به سوى رضوان خدا و سعادت دنيا و عقبا ، هشيار و آگاه به جلو رفته ، از شرّ شيطان و نفس امّاره ، به خداوند متعال ، پناه ببرد .
« وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللهِ الْعَلِي الْعَظيمِ وَ آخِرُ دَعْوانا انِ الْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعالَمينَ » .
لطف الله صافى
هامش
( 1 ) . روم ، آيه 10 ؛ سپس سرانجام كسانى كه بد عملى كرده بودند ، بدتر شد چرا كه آيات الهى را انكار و به آنها استهزا مىكردند .