فصل هفتم : به رنگ سادگى
نگاه به دنيا
بهترين نشانهء زهد كامل و خوار شمردن دنيا ، همان فداكارى و گذشت سيد الشهداء عليه السلام از جان خود ، جوانان ، برادران ، اصحاب و ياران و تن دادن به آن همه مصيبت و بلا بود .
اگر دنيا و مال و نعمتهاى دنيوى در نظر كسى بىقدر و ارزش نباشد نمىتواند اين گونه در راه حق و يارى دين خدا و بزرگداشت هدف عالى خود پايدارى و استقامت ورزد تا به حدى كه بدن قطعه قطعهء عزيزانش را ببيند ، صداى نالهء كودكانش را از زحمت تشنگى بشنود ، گريهء زن و فرزند ، دل پر مهر و عاطفه او را به درد آورد و برپيكرش آن همه زخمهاى كارى وارد آيد اما در يارى دين خدا ثابت و پا برجا بماند ، در مقابل باطل ، نرمش نشان ندهد و چون كوه در برابر تمام اين مصائب استوار بماند .
آرى ! به حسين عليه السلام پيشنهاد كردند كه با يزيد از در مسامحه و سازش در آيد و به نحوى كه در عرف اهل دنيا خلاف شأن و شرف او شمرده نشود با او كنار بيايد و در عوض ، خود ، خاندان ، فاميل و خويشانش از دنيا متمتع و بهرهمند شوند ؛ اما حسين عليه السلام كسى نبود كه
براى زندگى دنيا و خوشگذرانى ، مصالح اسلامى را ناديده انگاشته و با گرفتن حق السكوت ، برقرارى آن دستگاه فاسد و سراسر ظلم و كفر را