تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه جمال (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
با اين وجود ، باز چشم طمع به بانوى شوهردارى دوخت كه بايد او و پدرش معاويه پاسدار عصمت و عفت او باشند . يزيد همچون اراذل و شهوت پرستانى كه در وفور عيش و نوشِ حكومت ، تربيت مىشوند ناآرام شد ، اما از آنجا كه آن زن ، نجيب ، پاكدامن و عفيفه بود دسترسى به او از راه فريب و منحرف ساختن وى از طريق پارسايى محال مىنمود . معاويهء ناپاك ، كه خود را اميرالمؤمنين مىخواند ، براى خواهش نفس و شهوت يزيد دست به نيرنگ بسيار عجيب و بىسابقه‌اى زد . او مرد بدبخت را از زن عفيفه و زيبايش جدا نمود و مقدمات كاميابى يزيد از آن زن را فراهم ساخت . اما حسين عليه السلام با غيرت و جوانمردى در مقابل اين تصميم زشت و شيطانى معاويه ايستاد ، و نقشهء او را نقش بر آب كرد . حسين عليه السلام غيرت و حميّت هاشمى و علاقهء خود به حفظ نواميس مسلمين را نشان داد و مانع از رسيدن يزيد به هوس ناپاك و شريرش گرديد . افتراقى را كه معاويه با نيرنگ ايجاد كرد ، به اتصال مبدل نمود ، و آن ستم بزرگ را از عبدالله بن سلام و همسرش دفع گردانيد . اين داستان در تاريخ مفاخر آل على عليه السلام و مظالم بنى اميه جاودان باقى مانده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . در بعضى از خصوصيات اين داستان مانند بعضى اعلام اختلافاتى بين مصادر آن ديده مىشود . آنچه كه ما اجمال آن را نقل كرديم موافق است با نقل شبراوى در « الاتحاف » ، وابن قتيبه در « الامامة والسياسة » .
آينه جمال (فارسى) — صفحة 32 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني