تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
از آن خطابه كه در مجلس يزيد سرود هنوز ولوله و شور در زمين و سما است چنان نمود يزيد پليد را محكوم كه تا ابد بر تاريخ ، ساقط و رسوا است رساند ناطقهء او به گوش عالميان كه عزّ و مجد و كرامت از آن آل عبا است بيان نمود در آن خطبه فصيح و بليغ كه حق ز باطل و باطل ز حق هميشه جدا است ره حسين و على راه حق و توحيد است ره يزيد و معاويه راه شرك و خطا است سخن ز قدر و جلالش نمىتوان گفتن كه درك شأن و مقامش وراى بينش ما است سرود « لطفى صافى » مر اين چكامهء نغز اگر قبول شود بس براى هر دو سرا است