بس بارها به دوش ز محنت گرفته شد
بس راههاى سخت كه با سر سپرده شد
با اين همه ملول نىام چون به راه دوست
با شادى تمام مراحل شمرده شد
امروز خوش دلم ز وصالش اگرچه دى
جانم ميان قيد مكاره فشرده شد
« لطفى » هزار شكر كه از وصل روى يار
هر زنگ غم ز آينهء دل سترده شد
تاريخ سفر : صفر المظفر 1364
آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحة 57
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٥٧