مطلق است و مشروط به شرطى نيست ، مثل مقام امامت و خلافت عصمت شرط است ، و به اين معنا در حديث معروف در رديف نماز ، روزه ، زكات و حج شمرده شده است :
« بُنِي الاسلامُ عَلى خمس عَلى الصلاةِ وَ الزَّكاةِ و الصَّومِ و الْحَجّ و الولايةِ ، و لم ينادِ بِشَيء كَما نُودِي بالولايةِ » « 1 »
و با اين جمله :
« و لم يناد بشيء كما نودي بالولاية »
اهميت خاص آن گوشزد شده است .
در اينجا ولايت ، در سلسله و در رديف احكام الله شمرده مىشود . هر چند كه صاحب اين مقام نيز كسى غير از امام و خليفه نخواهد بود . موضوع وجوب اطاعت ولى امر همين اوامر ولايتى امام و خليفه است و اوامرى است كه به عنوان ادارهى نظام و رتق و فتق امور صادر مى نمايد .
به اين لحاظ ولايت امر و نهى ولى به خود او مستند است ؛ در حالى كه به شأن خليفهى الهى امر خداست .
عباراتُنا شَتّى و حُسْنُكَ واحد * و كُلٌّ إِلى ذاكَ الجَمالِ يشيرُ « 2 »
دوم : درسى كه از اين بيان حضرت عبدالعظيم كه مقرون به تأييد امام است استفاده مىشود ، اين است كه مى فرمايد : « امام ، خليفه و ولى امر بعد از او » و از اين جمله برداشت مىشود كه پيغمبر هم ، امام ، خليفه و ولى امر است كه لازم
هامش
( 1 ) . الاصول من الكافي ، كتاب الايمان و الكفر ، باب دعائم الاسلام ، ح 1 - 2 / 18 .
( 2 ) . كشف الرموز ، 1 / 8 .