و همچنين از حديثى كه در تفسير اين آيه و درجاتى كه حضرت ابراهيم خليل عليه السلام طى كرد تا به مرتبهى امامت رسيد ، عظمت مقام امامت معلوم مى گردد ، و همچنين از حديث مشهور
« من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » « 1 »
امامت و لزوم عصمت در صاحب اين مقام دانسته مىشود .
و اما خلافت كه مفهوم عامّش جانشينى از غير ، انجام كار غير و عمل كردن به جاى غير است ، در اينجا مفهوم خاصش ، خلافت و به تعبير كامل تر كارگزارى از خداست به صورتى كه كارى كه از خليفه صادر مىشود كار خدا شمرده شده و خليفه ، عامل و مجرى ارادة الله است و از آنجا كه ، به طور مثال هدايت بندگان يا حكم بين آنها به واسطه نقصانى كه در آنها است ، بلاواسطهى احدى از بشر ممكن نيست ، بنابراين به واسطهى خليفه خدا انجام مىشود ، بديهى است در نيل به اين منصب نيز همان دو صلاحيت و تقوايى كه در نيل به امامت لازم است ، شرط است .
و اما ولايت امر كه به معناى صاحب اختيارى امور از جانب خدا است منصبى است از مناصب تشريعيه كه به اقتضاى سعه و ضيق متعلق ولايت و محدودهى مداخلات اما مشروط به شرايط مناسب است . در ولايت پيغمبر ، امام و خليفه چون محدودهى آن كل امور است و وجوب اطاعت از آن به تصريح آيهى كريمهى
( أطِيعُوا اللّهَ و اطِيعُوا الرَّسوُلَ وَ اولِي الأَمْرِ مِنْكُم ) « 2 »
هامش
( 1 ) . الغدير ، 10 / 359 به عبارات مختلف ذكر شده است .
( 2 ) . سورهى نساء ، آيهى 59 .