9
وَ انَّ محمّداً صلىالله عليه وآله و سلم عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ خاتَمُ النَّبيينَ . فَلا نَبي بَعْدَهُ إِلى يوْمِ القِيامَةِ و إِنَّ شَريعَتَهُ خاتمةُ الشَّرايع فَلا شَريعَةَ بَعْدَهْا إِلى يوْمِ القِيامَةِ
اين است كه من مى گويم ، محمد صلىالله عليه وآله بندهى خدا و فرستادهى او و خاتم پيامبران و انبيا است پس بعد از او پيامبرى نيست تا روز قيامت ، و شريعت او خاتمه و پايان بخش شرايع است ؛ پس شريعتى بعد از آن تا روز قيامت نخواهد بود .
جملهى اولى اين مورد همان است كه در تشهّد نمازهاى روزانه هر روز ، نُه مرتبه مى خوانيم : « و اشهد أنّ محمداً عبده و رسوله
» ؛ شهادت مىدهيم به اينكه محمد بنده ، رسول و فرستاده اوست » .
از اين جمله مى توان عظمت مقام عبوديت و بندگى خدا را دانست . البته به معناى عام اين كلمه ، همه « عبادالله » هستند ؛ يعنى همه در ملكيت خدا و تحت اراده و امر او هستند و براى خودِ مالك نفع و ضررى نيستند و خلق آنها ، نشو و نما ، رشد و تكامل آنها همه از اوست ، چنان كه در دعاى ابى حمزه است :
« سَيدي أَنا الصغيرُ الَّذي رَبَّيتَهُ ، و أَنَا الجاهِلُ الّذي عَلَّمْتَهُ ، و أَنَا الضّالُّ الَّذي هَدَيتَهُ ، . . . وَ الْفَقيرُ الْذي اغْنَيتَهُ » « 1 »
اما اگر بنده اى را تشريفاً به آقا و مولايش نسبت دهند ، مناسب اين است كه
هامش
( 1 ) . اقبال الأعمال ، ص 165 ، صحيفهى سجاديه ، ص 223 .