1
قال : دَخَلْتُ عَلى سيدي عَلي بنِ محمّدِ عليهماالسلام فلمّا بَصُرَ بي ، قالَ لِي : مَرْحَباً بِكَ يا أَبَا الْقاسِمِ ! أَنْتَ وَلينا حَقّاً
عبدالعظيم حسنى فرمود : بر آقايم على بن محمد ( امام هادى عليه السلام ) وارد شدم ، پس چون نظرش بر من افتاد به من فرمود :
« مرحبا به تو يا اباالقاسم ! تو حقاً دوست مايي . »
در اين قسمت نكات جالب و مورد توجه عبارتاند از :
اولًا : تكريم و تعظيم حضرت عبدالعظيم از امام عليه السلام و تعبير از آن حضرت به سيد و آقاى من .
ثانياً : عنايت و لطف امام عليه السلام به او است كه هم به او ترحيب و خوش آمد فرموده و هم او را با كنيه اش ابوالقاسم كه نشانهى احترام است مخاطب قرار داده .
ثالثاً : او را ولى و دوست حقيقى خودشان شمرده است كه اين تصديق از سوى امام عليه السلام با توجه به روايات و احاديثى كه در مدح دوستى دوستان خدا و اولياءالله وارد است بسيار مهم و دليل بر عظمت مقام حضرت عبدالعظيم مىباشد و يكى از نتايج آن به مقتضاى
« يحشر المرء مع من أحب » « 1 »
محشور بودن او با امام عليه السلام است .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، 66 / 81 .