تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
خَلقتُ علياً من نورِكَ اطَّلعْتُ عَلى سرائِر قَلْبِكَ فَلَمْ أَجِدْ في قَلْبِكَ أَحَبَّ إِلَيكَ مِنْ عَلي بنِ أَبي طالب عليه السلام فخاطبتُكَ بِلسانِهِ كَيما يطمئنّ قلبُك » « 1 » فرمود : يا محمد ! من شيء هستم ، نه مثل اشيا ؛ نه به مردم قياس مى شوم و نه به اشيا وصف مى شوم و ليكن بر نهانىها و اسرار دل تو مطّلع شدم و احدى را محبوب تر به سوى تو از على نيافتم پس به زبان و آواز او تو را مخاطب قرار دادم تا قلب تو اطمينان يابد . و چه نيكو سروده شد :
شبى كه رفت به معراج سيد مدنى * شنيد از حرم كبريا نداى على خدا سخن به زبان على ادا فرمود * چرا كه بود نبى عاشق صداى على

12 - 2 . سؤال قبر

چنان كه گفتيم يكى از مسائلى كه به واسطه‌ى روايات و احاديث بسيار ثابت است و بايد به آن معتقد بود و عقيده بر خلاف آن ، اسلامى نبوده و رد اين احاديث متواتر است ، عقيده به سؤال قبر و پرسش پس از مرگ است كه حضرت عبدالعظيم عقيده‌ى خود را به عرض امام عليه السلام رسانيده است . صدوق عليه الرحمه در كتاب اعتقادات مى فرمايد : « عقيده در مسئله‌ى قبر اين است كه اين امر حق است و چاره اى از آن نيست . هر كس به صواب
هامش
( 1 ) . الجواهر السنية ، ص 295 ؛ بحارالانوار ، 18 / 386 .