او فرشتهاى را نفرستاد ، و گنجى را به دامانش نيفكند ، و سپس گفتند : او مردى است سحر شده .
و بدين گونه به سبب ضرب المثل زدنهاشان براى پيامبر از راه راست گم گشتند .
پس از آن كه سياق مطلب به افتراهاى آنان بدين سان پاسخ مىدهد كه پروردگار قادر است به پيامبر باغها و كاخهايى دهد كه چشم همه را بگيرد ، ريشهء كفر نسبت به رسالت را بيان مىكند كه عبارت است از :
اوّلا : دروغ شمردن روز قيامت ، و قرآن به آنان هشدار مىدهد كه دوزخ با جوش و خروش خود آنها را از دور فرا مىخواند ، و چون دست بسته بدان درافتند فريادكنان مرگ خود را مىخواهند ، آن گاه اين وضع را با باغهاى بهشت كه به پرهيزگاران وعده داده شده است مقايسه مىكند .
ثانيا : اعتماد آنها به شريكانى كه براى خدا تراشيدهاند ، آنجا كه پروردگار به ما يادآور مىشود كه در آن روز كه اين افراد در برابر دادگاه قرار گيرند و از كسانى كه آنها را مىپرستيدهاند اظهار نفرت و بيزارى كنند ، آن شريكان بر ساخته هيچ سودى به آنان نمىرسانند .
ثالثا : همانا از سببهاى كفر نسبت به رسالت فراموش كردن ياد خدا به سبب درازى عمر و استمرار نعمتهاست كه همين فراموشى موجب هلاك آنهاست .
آن گاه قرآن به ردّ شبهههايى كه گذشت ، يكى پس از ديگرى مىپردازد :
اوّلا : گفتند : چرا پيامبر ما خوراك مىخورد و در بازارها مىگردد ؟
پروردگار گويد : همانا پيامبران پيشين نيز خوراك مىخوردند و در بازارها مىگشتند ، و نياز مردم به يكديگر سنّتى است الهى كه در ميانشان نهاده تا آن كس كه بردبارى مىكند شناخته شود ، و او خود بر آنان بيناست ( 20 ) .
ثانيا : گفتند : چرا فرشتهاى بيم دهنده را همراه او نفرستاد ، پروردگار ما گويد : اين گفتار و توقّع بزرگى طلبى و گردن افرازى است . / 380 مگر نمىدانند كه اگر فرشته نازل مىگشت و پرده از ميان برداشته مىشد ، جزاى آنها لازم مىآمد ، و آن
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 379
مساهمون: احمد آرام
ص٣٧٩