درماندگان و زندانيان ، يارى بيچارگان ، كه بيشتر اين اعمال در ضمن ظهور معجزات ، از آن حضرت صادر شده است « 1 » .
به نظر اينجانب ، يكى از امورى كه نشانهء تصرف آن حضرت در قلوب و توجّه نفس قدسى و اثر عنايت ايشان است ، همين بقاء سازمان رهبرى و تشكيلات علمى و تبليغى شيعه ، فعاليت حوزههاى علوم دينى و تأليف كتابها ، مجالس تبليغ ، استمرار رشته اجتهاد و استنباط احكام و تأييداتى است كه على الدوام علما و فقها از آن برخوردارند كه در واقع اگرچه رسماً حكومت از فقها كه از جانب امام عليهالسّلام حكام شرعى مىباشند غصب شده است ، معذلك حكومت آنها بر قلوب باقى است و موارد اطاعت اختيارى جامعه شيعه از علماء ، به مراتب بيشتر از موارد اطاعت اجبارى آنها از رژيمى است كه در هر منطقه و ناحيه برقرار است و از راه ناچارى از آن اطاعت مىنمايند .
اگر بادقت ملاحظه شود ، رژيم رهبرى امام عليهالسّلام به واسطه علما در سرتاسر زمين ، در هر نقطهاى كه يك نفر شيعه باشد ، مورد قبول و احترام است و حاكم همه ، شخص حاكم الهى ، يعنى حضرت صاحب الزمان عليهالسّلام مىباشد .
مسأله اين است كه تأسيسات رهبرى شيعه كه با يك تعبير بسيار كوتاه و غير جامع و نارسا ، در زمان ما آن را روحانيت و جامعه روحانيت مىگويند - با تمام موانعى كه از آغاز عصر غيبت كبرى تا حال براى بقا و عرض وجود - و اجراى برنامهها و مداخله در كارها و امر به معروف و نهى از
هامش
( 1 ) . رجوع شود به « دار السلام » عراقى ، « نجم ثاقب » ، « جنة المأوى » ، « عبقرى الحسان » و بحار و غيره .