باشد مسئلهء ديگرى است .
بنابراين بر حسب اين روايات معتبره و متواتره كه از آن جمله در نهجالبلاغه نيز از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده كه فرمود :
« اللهم بلى لاتخلو الارض من قائم لله بحجة اما ظاهراً مشهوراً او خائفاً مغموراً » « 1 »
و محدثان بزرگ اهل سنت نيز آن را روايت كردهاند ، اين فايدهء وجود امام غائب : كه وجودش امان اهل ارض است و بقاء آن وابسته به بقاى او است ، قابل انكار و ترديد نيست .
اما نقض و ردّ اين دليل نقلى به وقوع جنگها ، ويرانىها ، زلزلهها ، آتشفشانها ، سيلها ، طاعونها ، وباها و امور ديگر در طول دوازده قرن بلكه چهارده قرن و بلكه در تمام ادوار و اعصار و هر دور و كور ، جوابش اين است كه از اين اخبار و احاديث ، نفى كلى اين حوادث ، كه طبيعت عالم و زمين مقتضى آن است و علاوه سنت الله بر آن جارى شده است ، استفاده نمىشود . اينها امورى است كه بر حسب نظام مقرر در اين عالم طبيعت ، حدوث آنها طبيعى است و غرض از اينكه امام ، امان است اين نيست كه با وجود امام ، كسى بيمار نمىشود يا جنگى واقع نمىشود يا زلزله و حوادث ديگر اتفاق نمىافتد ؛ همهء اين امور در اعصار حضور انبياء و ائمه عليهمالسلام اتفاق افتاده و بعد از اين هم اتفاق خواهد افتاد .
غرض اين است كه امام ، وجودش در بقاء اهل ارض ، مؤثر است وآنگاه كه زمين خالى از حجت باشد زمين و نظامات آن به هم مىخورد يا عوض
هامش
( 1 ) 1 . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، حكمت 147 .