سفارت او بين الخلق و الخالق به دليل و معجزه ثابت شده باشد ؛ بنابراين همين كه در عالم ثبوت و واقع اين موضوع امكان داشته باشد با اخبار نبى ثابت النبوه و وصى ثابت الوصايه ثابت مىشود و هر انسان مستقيم الذهن آن را مىپذيرد و باور مىكند و خلاصه مسائلى مثل :
( يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ ) « 1 »
( وَتَرَي الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ ) « 2 »
از امورى نيستند كه عقل بتواند از آنها خبر دهد .
آيا عقل توانسته و مىتواند از واقعهاى مثل قتل عمّار به دست فئهء باغيه ، دهها سال قبل ، خبر بدهد ؟
آيا دليل عقلى مىتوانست مثل انبياء سلف ، بشارت از ظهور پيغمبر آخرالزمان محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله بدهد ؟
آيا عقل مىتواند مثل وحى خبر از خروج عايشه و سگان حوئب بدهد ؟
يا از جنگ جمل و معارضه زبير با اميرالمؤمنين يا از شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام و حضرت سيد الشهداء عليه السلام و صدها وقايع غيبيهء ديگر خبر دهد ؟ هيچ عقلى نمىتواند از اين امور غيبيه خبر بدهد ولى با خبر نبى ثابت النبوه و وصى ثابت الوصايه پذيرفته مىشود و ردّ آن به عنوان اينكه دليل عقلى ندارد جايز نيست ؛ بلى ! اگر در جايى دليل قاطع عقلى بر عدم وقوع
هامش
( 1 ) 1 . سورة ابراهيم ، آية 48 ؛ در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر مبدّل شود .
( 2 ) 2 . سورة نمل ، آية 88 ؛ كوهها را مىبينى ، و آنها را ساكن و جامد مىپندارى ، در حالى كه مانند ابر در حركتند .