تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
بالاخره يك وقت چيزى بوده است . به علاوه آنچه را هيچ مىدانيم لازم نيست يك وقت چيزى باشد ، بلكه ممكن است هميشه هيچ باشد ؛ مثلًا اجتماع نقيضين ، مثل بود و نبود يك چيز ، در هيچ وقت ، هيچ چيز نبوده است . اين پرسش‌ها معقول و منطقى به نظر نمىرسد . و اگر فرضاً طرح كننده آن ، نظر صحيحى داشته و عبارتش رسا نباشد يا درست ترجمه نشده باشد ، بايد مقصدش را دريافت و سپس پاسخ داد . به هر حال ، اين گونه پرسش‌ها با فرض اينكه معقول طرح شود ، اگر هم مجهول بماند ، در جايى خللى ايجاد نكرده و به مسايل دينى و عقايد اسلامى ، خدشه‌اى وارد نمىسازد ، هر كدام را كه توانستيم از عقل مستقيم و قرآن مجيد و اخبار معتبر ، پاسخ بگيريم ، آن پاسخ را مىپذيريم و روى چشم مىگذاريم ، هر كدام هم كه بلاجواب ماند ، ضميمه مجهولات بىشمار خواهد شد .