تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
محدوده زمان هستند و به تدريج در ازمنه مختلف پيدا مىشوند ، او آفريده است . و اگر غرضش اين است كه ماده همزمان با خدا بوده ؛ يعنى مسبوق به عدم نيست و فقط ماده ازلى است كه امر ، داير باشد بين اينكه خدا را قبول كنيم يا ازليت و علةالعلل بودن ماده را . اين معنا اگر چه با ظاهر عبارت سؤال سازگار نيست ، اما پاسخش از آنچه گفته شد معلوم مىشود كه اگر خدا را آفريننده بدانيم ، اشكال رفع مىشود و اگر مادّه را ازلى فرض كنيم ، دردى را درمان نمىنمايد . و اگر غرضش از : « چه بگوييم جهان را خدا خلق كرده يا همزمان با خدا بوده ، فرق نمىكند ، در هر دو صورت خدا را پذيرفته‌ايم » پاسخش اين است كه : در اصل اقرار به وجود مبدأ غير مادى درست است ، اما همزمان بودن ماده با خدا دليلى ندارد و ضرورتى هم در پذيرش آن نيست و با آيات و اخبار نيز مخالف است . و اگر بگويند : نظر موريس مترلينگ ردّ بعضى از حكما بوده است كه مجردات و عقول را قديم زمانى مىدانند ، اين مطلب هم اگر چه بعيد است ولى ما نيز گفتيم كه سخنان حكما در اين مورد پذيرفته و صحيح نيست و صدور معلول از علت و ربط حادث به قديم به نحوى كه برخى از آنها بيان نموده‌اند ، خنده‌آور است ! ! و اصولًا غور در اين مسايل - چنان‌كه گفتيم - پس از اقرار به وجود خداوند لازم نيست . ما وجود خداوند و صفات جلال و جمال او را با اين همه ادلّه و نشانىهايى كه در عالم طبيعت مىبينيم ؛ مىشناسيم و او را از هر عيب و نقص و جهل و عجز ، مبرّا و عالم را مخلوق او مىدانيم و در اين جهت از آن كه عقل و