تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
به هر حال ، در اينجا به همان دلالت آيات و اخبار به طور اجمال ، حدوث تمام ما سوى اللّه ثابت است « 1 » و تأويل حدوث به حدوث ذاتى و دهرى را بايد براى خود فلاسفه گذارد تا هر چند هزار سال ديگر هم كه مىخواهند با آن مشغول باشند و خود را با قيل و قال ، سرگرم سازند . قرآن مىفرمايد : اللّهُ خالِقُ كُلِّ شَيءٍ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ وَكيلٌ « 2 » خدا آفريننده هر چيز است و بر هر چيز نگهبان و وكيل است كه هر چيزى را پس از عدم ، او آفريده است ، ذوى العقول باشد يا غير ذوى العقول ، حال هر چه را فرض كنيم و هر اسمى كه بگوييم عقل يا قواهر اعلون يا قواهر طوليه يا عرضيه ، اگر چيز باشد و موجود ، مخلوق خداست و اگر چيز نباشد ، معدوم است . و سخن گفتن از آن صحيح و منطقى نيست . آخرين مطلب در اينجا اين است كه بحث با ماديون از نظر اول است ( يعنى مراد از دنيا در سؤال ، عالم ماده باشد ) و اينكه ماده ازلى و علةالعلل است يا نيست . و در اين بحث نيز علاوه بر آنچه گفته شد ، نكته ديگر اين است كه ازليت ماده نمىتواند آن را علةالعلل معرفى كند و اين همه آثار علم و قدرت و حيات و شعور و اين نظامات محير العقول و قوانين و نواميس شگرف را به ماده نسبت دهد !
هامش
( 1 ) . به معنى مسبوقيت ما سوى الله به عدم و نبود بودن و بود شدن و حدوث عالم به اين معنا مستفاد از آيات و روايات و متفق عليه جميع مليين مىباشد . ( 2 ) . زمر ، آيهء 62 . .
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 47 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني