ثروت بدوى مىگويد : « اساس نظام سياسى وجود دولت است ، بلكه هر نظم سياسى براى جمعيت وجود دولت را لازم و ضرورى مىداند ، حتى بعضى معنى سياست را به دولت مربوط مىدانند و اجتماع را بدون دولت امر غيرممكن تلقى كردهاند » . « 1 »
ديگر علما و سياستمداران و جامعه شناسان نيز بر اين عقيده هستند و دلايل فراوانى بر اين مدعا اقامه كردهاند .
1 . نظر اسلام
نظر اسلام درباره حكومت از همه اينها اساسىتر است ، زيرا :
اولا : اسلام به اجتماع اهميت خاصى قائل شده و آن را بهطور مستقل مورد توجه قرار داده است و توجه به آيات زير مىتواند اهميت موضوع را از ديدگاه اسلام نشان دهد .
« أَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ ؛ « 2 » اين است راه راست من ، پس از آن پيروى كنيد و ديگر راهها را دنبال نكنيد كه شما را از هم جدا مىكند » ( و اجتماع را از هم مىپاشد ) .
« وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا ؛ « 3 » همگى به ريسمان الهى ( دين اسلام ) چنگ بزنند تا از هم جدا نشويد » .
و در آيه ديگر مفاسد تفرقه و پراكندگى را بيان مىكند و مىفرمايد : « وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُم ؛ « 4 » با يكديگر نزاع نكنيد كه سست و ضعيف مىشويد و آبرو و حيثيت و عظمت شما از بين مىرود » .
و در آيه ديگر براى حفظ مجتمع اسلامى مىفرمايد : « وَلْتَكُنْ مِنْكُم أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى
هامش
( 1 ) . النظم السياسيه ، ج 1 ، ص 7 .
( 2 ) . انعام ، 153 .
( 3 ) . آلعمران ، 103 .
( 4 ) . انفال ، 46 .