وقت مشخص شده مىباشد و هيچ مصلحتى جايگزين آن نمىشود ؛ اگر فرض را بر اين بگيريم كه اين مصلحت از دست نرود به گونهاى كه دو وقت ، يكى قبل از بازگرداندن خورشيد و يكى بعد از بازگرداندن خورشيد ، براى حضرت فراهم باشد ، نه تنها قبحى صورت نگرفته كه حتى تأخير وقت نماز هم صدق نمىكند و امام عملًا نماز را در وقت خودش به جاى آورده است .
طبيعتاً هر كس دقت كند اين را متوجه مىگردد و در نتيجه پاسخ دلايل اول و سوم را روشن درك مىكند .
در دليل دوم به اين موضوع اشاره شده است كه اگر خورشيد برگردانده و يا نگه داشته شود ، بر وضعيت فلكى تأثير مىگذارد ، در پاسخ بايد گفت كه اين امر در صورتى است كه انجام اين كار تابع شرايط و عوامل طبيعى باشد ولى اگر به صورت معجزه الهى اتفاق بيفتد تابع شرايط حاكم نخواهد بود .
و اما اين كه گفتهايد تاريخ ، اين حادثه را نقل نكرده ، اگر منظورتان تاريخ مسلمانان است به عكس ، متون تاريخى شيعه و سنى به مقدار فراوان اين حادثه را نقل كردهاند ؛ اما اگر منظورتان تاريخ ملل ديگر است ادعاى اين كه آنان اين حادثه را نقل نكردهاند نياز به جستجو و پىگيرى دارد ( كه آيا نقل كردهاند و يا نكردهاند ؟ ) .
اگر فرض را بر اين بگيريم كه ادعاى شما درست باشد چه بسا به اين دليل است كه بسيارى از ملل مذكور در آن زمان مشخص ، در حال سپرى كردن شب بودهاند و به علت نبودِ خورشيد ،
خاتم پيامبران (ص) و امير مؤمنان (ع) و مقام معصومين (ع) (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص١١٦